تبلیغات
همه چیز برای شما - لطیفه های 1 تا 70 (سری پنجم)
همه چیز برای شما
هر چیزی که شما بخواهید (یوزر و پسورد نود32، سرگرمی، دانستنی، اطلاعات عمومی، پزشکی و ....)
مستند راز و کتاب راز یکی از پرفروش ترین محصولات در زمینه موفقیت تضمینی بوده و با روش های کاملاً عملی زندگی شمارا متحول میسازد . (موفق باشید)



بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 14 آذر 1389

1. به حیف نون یه اتوبوس می دن می گن اینو پارکش کن. می ره صندلی هاشو درمیاره به جاش درخت می کاره!

2. یه روز حیف نون با زنش میره دكتر میگه: آقای دكتر ما بچه دار نمی شیم!

دكتر: چند وقته ازدواج كردید؟

حیف نون : یك هفته است!

دكتر با عصبانیت : اونی كه گرفتی زنه زودپز كه نیست!

3. حیف نون تو مشهد بچش گم میشه نذر می كنه و میگه: یا امام رضا دستم به دامنت، بچم پیدا بشه، دیگه غلط كنم بیام مشهد!

4. دعای یك زن موفق: خدایا، از تو خردمندی می‌خواهم تا همسرم را درك كنم، عشق می‌خواهم تا او را ببخشم، بردباری می‌خواهم تا شرایطش را بپذیرم، زیرا اگر از تو قدرت بخواهم، او را آنقدر می‌زنم تا بمیرد!

5. گرگه بعد از کلی جستجو آی دی شنگول منگول رو گیر میاره، بعد از کلی چت کردن باهاشون قرار می ذاره. وقتی می ره سر قرار می بینه چوپان دروغ گو اومده!

6. حیف نون می‌میره، می‌برنش بهشت. دو سه روز می‌گذره، ‌یك روز میان ازش می‌پرسن كه همه چی میزون هست یا نه؟ میگه: والله همه چیز عالیه، فقط كمی هوا سرده! می‌برنش دم مرز جهنم كه یه خورده گرمای جهنم بخوره بهش، كه گرم شه. دوباره بعد از چند روز میان می‌پرسند: خوب اوضاع چطوره؟

میگه: والله همه‌ چی خوبه، ولی هنوز یه ذره سوز میاد! میگن بابا تو اصلا  لیاقت بهشت رو نداری، میندازنش تو جهنم! بعد از چند روز میان، می‌پرسند: خوب بالاخره گرم شدی؟ میگه: والله اینجا بهتره، ولی هنوز هم یه ذره سوز میاد! شاكی می‌شن میندازنش طبقه هفتم جهنم، تو مركز آتیش. چند روز می‌گذره، میان بهش سر بزنن ببینیند اوضاع احوالش چطوره. تا درو باز می‌كنند، داد میزنه: ‌داداش اون درو ببند،‌ یخ كردیم.

7. دو تا ماشین با هم تصادف می‌كنند. افسر میاد و می‌پرسه: كدومتون مقصر بودید؟ حیف نون میگه: والله من خواب بودم، ندیدم از ایشون بپرسید.

8. حیف نون را چگونه برای همیشه می‌شود سر كار گذاشت؟ در دو روی یك كاغذ می‌نویسم: «لطفاً بچرخانید»

9. حیف نون میره خواستگاری، بابای عروس بهش میگه اون گلی که زدی به یقت خارش اذیتت نمی کنه؟ حیف نون میگه خارش که نه، ولی گلدونش که تو شلوارمه خیلی اذیتم می کنه!

10. مردهای مجرد کمتر از مردهای متاهل عمر می کنند. اما مردهای متاهل بسیار بیشتر از مردهای مجرد آرزوی مرگ می کنند

11. حیف نون میره کتابخونه کتابشو پس بده. کتابدار ازش می پرسه کتاب چطور بود؟ حیف نون میگه: شخصیت زیاد داشت ولی داستان و محتوا نداشت! کتابدار: دفتر تلفن من دست تو چیکار می کنه؟

12. حیف نون به زنش میگه اگه بچمون پسر بود اسم بابای منو میذاریم، اگه دختر بود اسم بابای تو رو!

13. دو تا تنبل دراز كشیده بودند یكیشون داشته خمیازه می كشیده اون یكی میگه داداش تا دهنت بازه لطفا این اصغر ما رو هم صدا بزن!

14. می دونی اگه حیف نون یه نارنجک انداخت طرفت باید چی کار کنی؟ ... باید ضامن شو بکشی پرت کنی طرف خودش!

15. یارو ریش پروفسوری داشته، میره پیش رفیقاش و میگه: هر سوالی دارین امروز بپرسین، فردا میخوام ریش هامو بزنم!

16. مدیر تیمارستان گزارش دادند شب پیش یكی از بیماران قصد خودكشی در وان حموم را داشته ولی خوشبختانه یك بیمار دیگر به نام حیف نون نجاتش داده. پزشك تیمارستان پس از مطالعه پرونده حیف نون صداش كرد و گفت: وقتش رسیده كه تورو آزاد كنم این اقدام بزرگ تو نشون میده حالت خوب شده. البته متاسفم... اون بیمار بالاخره این كارو كرد. این بار خودشو تو بالكن اتاقش حلق آویز كرده. حیف نون می گه: نه اون خودكشی نكرده، چون خیس بود من آویزونش كردم خشك بشه!

17. مسافری كه تازه به شهر وارد شده بوده از آقای خنگ می پرسه ما اینجا غریبیم... كجا آمپول می زنن... طرف باسنش رو نشون می ده می گه اینجا!

18. از آقاهه می پرسن با چه ارزی ازمملكت خارج شدی؟ گفت: باعرض معذرت

19. حیف نون یه سگ فلج داشته، هر وقت دزد میومده، سگه رو می گذاشته توی فرغون و دنبال دزده می‌دویده!

20. یه روز به یکی میگن دیوید بکهام رو می شناسی؟ میگه آره بابا! سر کوچمون تعویض روغنی داره!

21. شباهت دماسنج با ورقه ی امتحان در چیست؟

هر دو وقتی به صفر می رسند آدم می لرزد!

22. به حیف نون میگن چی شد كه زن گرفتی؟ میگه راستش ما دیدیم تو زندگی هیچی نشدیم، گفتیم لااقل داماد بشیم

23. یك روز تو ی جهنم شلوغ بوده و همه می زدند و می رقصیدند

یكی می پرسه چی شده؟ بهش میگن: پرونده ها گم شده ، پرونده ها گم شده!

24. تو شهر برره  برای دوشیدن شیر گاو 30 نفر لازمه. یک نفر سر پستونای گاو را می گیره و 29 نفر گاو رو بالا و پایین می کنن!

25. به حیف نون میگن یه جمله بگو که توش چای باشه ... میگه قوری

26. حیف نون توی اتوبوس پر جمعیت پیله كرده بود به راننده و در گوش راننده حرف می زد. راننده مرتب بهش می گفت: برو بشین سر جات. آخرش مسافرها به راننده می گن: آقای راننده به حرفش گوش كن شاید كاری داره. راننده می گه: نه بابا اومده به من می گه: چپ كن یه كم بخندیم!

27. کشتی در حال غرق شدن بود. ناخدا فرمان خروج از کشتی را صادر کرد. مردها برای خروج هجوم آورده بودند. ناخدا مانع خروج مردها شد و گفت: خجالت بکشید حق تقدم با زنان است. زنان بسیار خوشحال شدند و ضمن تشکر از ناخدا به خاطر رعایت حق خانم ها یکی یکی از کشتی خارج شدند... پنج دقیقه بعد ناخدا گفت: آقایان بفرمائید پیاده شوید کوسه ها به اندازه کافی سیر شده اند!

28. یه معتاد 2 تا سیگار تو دهنش گرفته بود داشت می كشید ازش میپرسن چرا 2 تا سیگار می كشی میگه یكی واسه خودم یكی هم از طرف دوستم كه زندونه بعد از یه مدتی می بینن همون معتاد یه دونه سیگار می كشه بهش میگن حتما دوستت از زندان آزاد شده میگه نه خودم ترك كردم!

29. سره سفره عقد عروس بله نمی گفته. داماد یكم فكر میكنه و با صدای بلند می گه: عمو زنجیر باف!

30. حیف نون یه زمین می خره به ابعاد 2 سانت در 8 كیلو متر.بهش میگن با زمینت می خوای چی كار كنی میگه: می خواهم ماكارونی بكارم.

31. یه مار با یک زرافه اذدواج می کنند بچشون غورباغه می شه.

می دونید چرا؟ چون بچه دار نمی شدن، از پرورشگاه بچه آوردند!

32. حیف نون تو صدا و سیما استخدام می شه، بعد از دو هفته اخراجش می کنن! میگن چرا اخراج شدی؟ میگه هیچی بابا وسط اذان پیام بازرگانی پخش کردم!

33. زن از شوهرش می پرسه: عزیزم! تو زن خوشگل دوست داری یا زن با شعور؟

شوهرش می گه: هیچ کدوم عزیزم! من تو رو دوست دارم!

34. حیف نون آهنگ خالی گوش می کرده میزنه زیر گریه میگن چرا گریه می کنی؟ با بغض میگه آخه خوانندش لاله!

35. سوال کنکور ادبیات امسال: جمله زیر چند غلط املا یی دارد؟

شورای عمنیط برای جلوگیری اذ جنگ طشکیل شدح عسط

الف)ثه ب)چحار ج)حفت د)یاضدح

36. یه روز تو یه تیمارستان ...دكتره می خواست از بیماراش تست بگیره، یه عكس ماشین میزاره جلوی همه میگه هركی این ماشین و هول داد روشن كرد میره خونه اش همه رفتن هول بدن كه برن خونه به جز یک نفر.

دكتره خوشحال شد با خودش گفت این پس خوب شده... بهش گفت ببینم تو چرا ماشین و هل نمیدی؟ گفت اینا خنگن سویچ دست منه!

37. حیف نون با کلید گوششو تمیز میکنه گردنش قفل میشه!

38. دكتر به یارو میگه: دوتا خبر بد دارم.

اولیش اینه كه تو فقط بیست و چهار ساعت زنده می مونی.

یارو میگه دومیش چیه؟

دومیش اینه كه دیروز یادم رفت اینو بهت بگم!!!

39. روانشناسان به تازگی دریافتند كه عامل اصلی طلاق ازدواج است!

40. معتاده به دختره متلك میگه: چشاش بیشت نگاش بیشت تیپش بیشت...

دختره برمی گرده می گه: گم شو اشغال

معتاده می گه: انژباط شفر

41. یه پیرزن خودشو تو آینه می بینه می گه آینه هم آینه های قدیم!

42. یه کانگورو بچش گم می شه زنگ می زنه به پلیس، میگه آقای پلیس جیبمو زدند!

43. به یکی می گن با مترو یک جمله بساز. می گه: سر این مترو بگیر!

44. معلم از دانش جویان رشته زیست شناسی پرسید: اگر خون (گودرز) را با خون (نازیلا) که هر دو از دو گروه خونی هستند، مخلوط کنیم چه خونی به دست می آید؟ یکی از دانش آموزان گفت: گودزیلا!!!

45. از وقتی اعلام كردن دخترها رو برای بد حجابی جریمه میكنن، پسرها باید قبل از خواستگاری خلافی بگیرن!

46. چوب كبریته سرش رو می خارونه آتیش می گیره!

47. به حیف نون میگن دودو تا؟ میگه چهار تا....چهارتا گردو بهش میدن.

میگن سه سه تا؟ میگه یه گونی!

48. یه روز حیف نون میره سیرك. یه نفر میاد دهن تمساح را باز می كنه، سرش را دا خل دهان تمساح می گذاره. بعد از یك ربع سرشو در میاره می پرسه: كی می تونه این كار را انجام بده؟ حیف نون میگه من می تونم، ولی دهانم این قدر باز نمی شه!

49. نامزد حیف نون بهش میگه: اگه توجه كنی می بینی كه نگاهم باهات حرف میزنه

حیف نون میگه: اینقدر پلك نزن، صدات قطع و وصل میشه

50. اولی: آقا این همسایه مون ساعت 2 نصفه شب هی با مشت می كوبید به دیوار خونمون!

دومی: عجب آدم های مردم آزاری پیدا می شن. حتماً نذاشت بخوابی؟

اولی: نه، خوشبختانه خواب نبودم، داشتم شیپور تمرین می كردم!

51. خسیسه 25 تومانی تو دستش عرق می كنه، می گه هرچی گریه كنی خرجت نمی كنم

52. آقاهه می ره خارج، ازش می پرسن اسمت چیه؟ می گه:

sun god between two water gold shit dear wife

شمس اله میاندوآبی زرگنده زنجانی

53. یه خالی بند ایرانی با یه فرانسویه راه می رفتن، فرانسویه می گه: ما ایفل رو ۱ ماهه ساختیم، فلان جا رو ۲ ماهه، خلاصه، هی گفت و گفت تا این که خالی بند ایرانی چشمش به برج آزادی افتاد، یهو گفت: ای بابا، این که الان اینجا نبود!!!

54. دكتر از دیوانه پرسید: تو رو برای چی به تیمارستان آوردند؟ دیوانه گفت: بدون هیچ دلیلی، فقط به خاطر اینكه من معتقدم جوراب نخی خیلی بهتر از جوراب نایلون هست. دكتر گفت: این كه دلیل نشد، منم معتقدم جوراب نخی بهتر از جوراب نایلون هست. دیوانه گفت: چه جالب! راستی شما جوراب نخی رو با سس سفید می‏خورید یا با سس گوجه فرنگی؟

55. یکی یه روباه مرده می بینه به خودش میگه خوب شد مرده وگرنه گولم می زد !

56. یه نفر میره دکتر میگه آقای دکتر هیچ کس منو تحویل نمی گیره. دکتره میگه: نفر بعدی

57. سوسكه می خواست خودكشی كنه! میره كنار دمپایی می خوابه

58. گوسفنده قرص شادی آور (اكس) می‌خوره می‌ره سر چهار راه می‌ایسته می‌گه دربست كشتارگاه!

59. یه دختر مسیحی میره پیش یه کشیش، میگه: ببخشید، من هر دفعه از جلوی آینه رد می شم، به خودم می گم من چقدر خوشگلم، من گناه می كنم؟ کشیشه میگه: نه دخترم شما گناه نمی کنی، اشتباه می کنی

60. یه نفر می خواسته خودكشی كنه با یه ظرف غذا میره روی ریل می خوابه. بهش میگن تو اگه میخوای خودكشی كنی دیگه واسه چی غذا برمی داری ؟ میگه اومدیم و قطار یه هفته دیگه امد

61. یه روز یكی میره بقالی، میگه: آقا صابون داری؟ میگه: آره . مرده میگه: پس لطفا دستات رو بشور، به من یه كیلو پنیر بده

62. یکی رفت انگلیس. صبح پاشد با زنش رفت بیرون توی خیابون. یه مرده از کنارشون رد شد و گفت: «گود مورنینگ سر». اون جواب داد: «سر مورنینگ گود»! زنش پرسید اوا آقا جعفر چی شد؟ گفت هیچی! این یارو انگلیسیه گفت: «سلام علیکم» و منم بهش گفتم: «علیکم سلام»

63. از یه نفر می پرسن: چرا قرصهات رو به موقع نمی خوری؟ میگه: می‌خوام میكروبها رو غافلگیر كنم

64. می دونید چرا در بعضی جاها در مراسم عروسی داماد رو روی اسب می‌نشونند؟ خب واسه این كه آخرین شانس فرار رو هم به اون داده باشند!

65. آقای دست و دلباز داشته با خانوادش از جلوی رستوران رد می شده بوی خوب غذا رو احساس می كنن.

به بچه هاش میگه بچا اگه بچه هاای خوبی باشین یه دفه دیگه هم از اینجا ردتون می كنم.

66. حیف نون میره نانوایی، نانوا میگه هر کسی اومد بگو پشت سرت نایستد، نون نمی رسه. حیف نون هم هر کی می اومده می گفته بیا جلوی من بایست، پشت سرم نون نمیرسه!

67. به حیف نون میگن با سرعت جمله بساز میگه ویـــــــــــــــــژ

68. حیف نون سوار تاكسی می شه راننده تاكسی می گه پول خرد ندارم، حیف نون می گه به جاش برام بوق بزن

69. عبود و جاسم میرن توالت عمومی، عبود از این دستشویی باد صدادار می ده، جاسم از اون دستشویی!

یک دفعه عبود داد می زنه می گه جاسم! عزیزم! اومدی دستشویی یا اومدی با من بحث کنی؟

70. یه نفر تو خیابون 2 ساعت داد می زنه: این ماشین نوک مدادی مال کیه می خوام رد شم؟ مدتی بعد صاحب ماشین میاد. طرف میگه کجایی 2 ساعت دارم داد می زنم؟ یارو جواب می ده این ماشین که قرمزه! یارو می گه مگه نوک مداد قرمز نمی شه؟




طبقه بندی: جوک و لطیفه، 
ارسال توسط محمد سلطانی
آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا شما به کسی که دوستش داشتید رسیدید ؟




صفحات جانبی
امکانات جانبی

پیج رنک










اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها


دانلود فیلم

سایت ساز رایگان

بهراد آنلاین

کلیپ موبایل

دانلود فیلم

نرم افزار موبایل

قائم پرس

دانلود نرم افزار