تبلیغات
همه چیز برای شما - طیفه های 1 تا 80 (سری دوم)
همه چیز برای شما
هر چیزی که شما بخواهید (یوزر و پسورد نود32، سرگرمی، دانستنی، اطلاعات عمومی، پزشکی و ....)
مستند راز و کتاب راز یکی از پرفروش ترین محصولات در زمینه موفقیت تضمینی بوده و با روش های کاملاً عملی زندگی شمارا متحول میسازد . (موفق باشید)



بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 12 آذر 1389

1. یه زنه در آشپز خانه مارمولك میبینه، سریع حشره كش ور میداره می زنه بهش. مارمولك میگه خاله! خاله! زیر بغلم هم بزن!

2. از حیف نون می پرسند: چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز می کنن؟ میگه: آخه پیاده خیلی راهه!

3. به حیف نون میگن با اداره جمله بساز. میگه: ا.....داره بارون میاد!

4. از حیف نون می پرسن سفرحج چطوربود؟ میگه خیلی سنگ به سر و صورتم خورد ولی بالاخره بوسیدمش.

5. از حیف نون می پرسن می دونی سزارین یعنی چی؟ می گه یعنی بچه به شرط چاقو!

6. به آقای خوش غیرت می گن: چند روزه می بینیم زنت با یه پیكان می ره بیرون شهر. می گه: من نمی دونم مردم این همه بنزیِن رو از كجا میارن؟!

7. دو تا ماشین با هم تصادف می‌كنند. افسر میاد و می‌پرسه: كدومتون مقصر بودید؟ حیف نون میگه: والله من خواب بودم، ندیدم از ایشون بپرسید.

8. حیف نون میره در خونه دوستش و هر چی در می زنه كسی در رو باز نمی كنه. با خودش میگه فكر كنم در خرابه بهتره زنگ بزنم!

9. پسره اونقدر به دوست دخترش نامه می ده كه بالاخره دختره با نامه رسون ازدواج می كنه

10. یه روز یه آدم مهم برای بازدید به یه تیمارستان رفته بوده. موقع بازدید یكی از دیوونه‏‌ها شروع می‌كنه به مسخره كردن طرف. یارو عصبانی می‌شه و می گه: مرتیكه، تو خجالت نمی‌كشی؟ من فلانی هستم! در همین حین یه دیوونه دیگه از اون طرف میاد سراغش و میگه: غصه نخور، تو هم خوب می‏شی. اونی رو كه اون گوشه نشسته می‏بینی؟ وقتی اومد اینجا می‏گفت: من ناپلئون بناپارتم، الان خوب شده، تو هم خوب می‏شی.

11. از حیف نون می پرسن از اینکه همسرت را عزیزم خطاب می کنی چه احساسی داری؟ میگه احساس گناه! میگن چرا؟ میگه آخه اسمش یادم نیست!

12. از حیف نون می پرسن تو جوونیات ورزش می کردی؟ می گه هالتر می زدم. می پرسن حالا چی؟ می گه حالا حال ندارم، تِر می زنم!

13. حیف نون میره جهنم دمپاییشو پرت می كنه توی بهشت، به خدا میگه: برم دمپایمو بیارم؟

14. حیف نون یه جسد می بره پزشكی قانونی. بهش میگن: چطور مرده؟ میگه:سم خورده. میگن: پس چرا زخمیه؟ میگه: آخه نمی خورد!

15. یه نفر داشته توی دریا غرق می شده، بلند بلند داد می زده: كمک! من شنا بلد نیستم! حیف نون داشته رد می شده. میگه: حالا من تنیس بلد نیستم، باید داد بزنم؟

16. حیف نون با هواپیما میاد تهران، تو فرودگاه به رفیقش میگه: اگه می دونستم اینقدر نزدیكه با ماشین میومدم!

17. اتوبوسی آرام از سرازیری خیابان پایان می‌رفت و حیف نون به دنبال آن می‌دوید. یه نفر بهش گفت: فكر نمی‌كنم بتونی بهش برسی. حیف نون با نگرانی گفت: دعا كن برسم، چون من راننده آن اتوبوسم!

18. از حیف نون می پرسن چرا حموم نمی ری؟ میگه: به جاش قرص چرک خشک کن می خورم

19. سه نفر پلیس مخفی میشن. الان نیروی انتظامی 4 ساله دنبالشون می گرده بهشون حقوق بده

20. از سیاه پوسته می پرسن بدنت رو با چی می شوری؟ می گه با مشکین تاژ!

21. حیف نون زنش می میره، می ره با خواهر زنش ازدواج می کنه. ازش می پرسن چرا این کار رو کردی؟ می گه برای صرفه جویی در مادرزن!

22. حیف نون میره خونش می بینه بوی گاز میاد. به زن و بچه اش میگه کسی لامپ رو روشن نکنه من فندک دارم!

23. زنه از شوهرش می پرسه:عزیزم از چیه من بیشتر خوشت می آد؟ از صورت زیبا و یا هیکل متناسبم؟ مرده یه نگاهی به سر تا پای زنش می ندازه و میگه:هیچکدوم عزیزم من  از اعتماد به نفست خوشم میاد!!!

24. پدر به پسرش گفت: «راستی صبح چه می خواستی به من بگویی؟»

پسر با شرمندگی: «نمی خواهم شما را بترسانم، ولی دیروز معلم ریاضی مان گفت كه از این به بد هر كسی مسأله ریاضی را غلط حل كند، تنبیه می شود»

25. حیف نون میره پیش دکتر و می گه: آقای دکتر به دادم برس! از صبح تا حالا کمرم راست نمی شه! دکتر با تعجب به سر تا پای حیف نون نگاه می کنه و می گه: علتش معلوم است! دکمه یقه پیراهنت را به دکمه شلوارت وصل کردی!

26. معلم: وقتی می گوییم «دانش آموزان كلاس تكلیف های خود را با میل انجام می دهند.» «میل» در این جمله چه نوع كلمه ای است؟ دانش آموز:« اجازه! حرف اضافه.»

27. اگه گفتید شباهت "زن" با "گردباد" چیه؟

جفتشون اول كه میان با هیجان وارد زندگیت میشن..

و

جفتشون موقع رفتن خونه، ماشین، و همه زندگیتو با خودشون می برن!

28. یه روز یه مار می ره توی حموم زنونه. همه داد و فریاد می کنند، ماره می گه: نترسید من کبری هستم!

29. شخصی تصادف کرده بود. او را به بیمارستان بردند. قرار شد روی تخت عمل قرار گیرد. مصدوم متوجه شد که دکتر جراح پیر است و دستش می لرزد. مصدوم گفت: من می ترسم. پرستار گفت: هیچ نترسید. درست است که دست آقای دکتر می لرزد ولی در موقع عمل همان طور که دست آقای دکتر می لرزد، ما هم تخت را تکان می دهیم.!!!

30. به حیف نون میگن با داشبورت جمله بساز. میگه داییم اومد بچه هاشو ورداشبورد.

31. گاو سرما می خوره به جای شیر بستنی میده

32. حیف نون می ره فیلم شام آخر رو ببینه، همراش قابلمه می بره

33. حیف نون تو صف برنج فروشی بوده، برنج تموم میشه، میگه اشكال نداره ته دیگ بده

34. یه بار یه دیوونه دنبال رئیس بیمارستان می کنه. خلاصه رئیس بیمارستان رو تو یه بن بست گیر میاره. رئیس بیمارستان با ترس می گه از جون من چی می خوای؟ دیوونه هه می ره با دست بهش می زنه می گه حالا تو گرگی!

35. بر طبق یک اصل قدیمی اگر با یک دیوانه  دعوا کردی و دیدی دیوانه  فرار کرد تو هم فرار کن چون رفته سنگ بیاره

36. حیف نون میگه: من دیگه سوتی نمیدم. میگن: از كِـی؟ میگه: از هر كِـی. از همین كِـی!

37. به حیف نون میگن: چرا از حموم میای بیرون خیس نیستی؟ میگه: آخه با چتر میرم!

38. به حیف نون میگن فرق لامپ با مهتابی چیه؟ میگه لامپ گرده ولی نور میده. مهتابی درازه ولی نور میده!

39. زن و شوهری داشتند با هم دعوا می کردند. زنه میگه: من احمق بودم که با تو ازدواج کردم. مرده هم میگه: آره منم عاشقت بودم اینو نفهمیدم!

40. سرهنگه داشته امتحان رانندگی می‌گرفته. از حیف نون می‌پرسه: اگه یه نفر وسط خیابون بود، بوق میزنی یا چراغ؟ حیف نون میگه: برف پاك كن جناب سرهنگ! سرهنگه كف می‌كنه، می‌پرسه: یعنی چی؟ حیف نون میگه: جناب سرهنگ،‌ یعنی یا برو این طرف یا برو اون طرف!

41. حیف نون صبح یک لیوان خاک شیر می خوره، تا شب معلق می زنه که ته نشین نشه!

42. مردها بر اثر كمبود عاطفه ازدواج می‌كنند،

بر اثر كمبود حوصله طلاق می‌دهند،

و بر اثر كمبود حافظه دوباره ازدواج می‌كنند!

43. حیف نون داشت گریه می کرد. باباش پرسید چی شده؟ گفت: عاشق شدم! باباش گفت حالا عاشق کی هستی؟ گفت: هر کسی که شما صلاح بدونی!

44. یه آدم لنگ با کشتی میره سفر، وقتی برمی گرده، می پرسن: سفر خوب بود؟ میگه نه بابا همش استرس داشتم. چون هی می گفتن لنگرو بندازین تو آب!

45. به حیف نون میگن پاشو سحره. میگه بزار بخوابم. خودم فردا بهش زنگ میزنم!

46. پیغام گیرتلفن باباطاهر:

تلیفون کرده ای جانم فدایت

الهی مو به قربون صدایت

چو از صحرا بیایم نازنینم

فرستم پاسخی از دل برایت

47. مرد به زنش میگه: باید اعتراف کنم که تو اعتقاد به دین را به زندگی من آوردی، چون تا قبل از ازدواج با تو معتقد نبودم که جهنم هم وجود دارد!

48. معلم: به شخصی که با وجود عدم علاقه حاضرین، به حرف زدنش ادامه میده چی میگن؟

شاگرد: بهش میگن معلم!

49. به زنی كه همیشه میدونه شوهرش كجاست چی میگن؟

بیوه!

50. یه روز 40 تا كله رو با 40 تا پاچه میندازن تو دیگ و از حیف نون می پرسن از كجا بدونیم كدوم پاچه مال كدوم كله است؟

حیف نون میگه: زیر پاهارو قلقلك میدیم، هر كله ای كه خندید می فهمیم مال اون پاچه است!

51. حیف نون داشته تو خیابون به یه دختر نگاه می کرده. یکی بهش میگه مگه تو خواهر و مادر نداری؟ میگه چرا... ولی به این خوشگلی نیستند!

52. به حیف نون میگن اگه حالت تهوع بهت دست بده چیکارمی کنی؟ میگه خوب من باهاش دست نمی دم.

53. حیف نون گاوداری داشته، مامور بهداشت میاد میگه به گاوات غذا چی میدی؟ حیف نون میگه آت و آشغال! یارو کلی جریمش می کنه.

سال بعد میاد میگه چی میدی به گاوات؟ حیف نون میگه جوجه کباب، چلوکباب، پیتزا! یارو دوباره کلی جریمش می کنه.

سال بعد بازم میاد میگه چی میدی به گاوات؟ این دفعه حیف نون میگه والا اول صبح نفری هزار تومن بهشون میدم برن هر چی دوست دارن بگیرن بخورن!

54. حیف نون تا وارد خیابان یكطرفه میشه پلیس می گیرتش، پلیسه میگه كجا با این عجله؟

حیف نون میگه هر جا می خواستم برم دیگه دیر شده ببین همه دیگه دارن بر می گردن!

55. حیف نون با خانوادش میرن پیك نیك. زنش میگه بشینیم زیر اون درخت خوبه. حیف نون میگه نه! همین وسط جاده پتو بنداز امن تره! زنش میگه اینجا ماشین میزنه بهمون... خلاصه بعد از مقداری بحث پتوشون رو می ندازن وسط جاده. بعد می بینن یه كامیون داره میاد طرفشون. هر چی بوق میزنه اونا از جاشون تكان نمی خورن! كامیونه هم فرمونو می پیچونه میره تو درخت. حیف نون به زنش می گه اگه زیر درخت بودیم الان هممون مرده بودیم!

56. از حیف نون می پرسن حموم چند بخشه؟ میگه: دو بخشه، زنونه و مردونه!

57. حیف نون میره ماه عسل. وقتی برمی‌گرده همه بهش می‌گن خوش گذشت؟ می‌گه آره خیلی عالی بود. می‌گن پس چرا زنت داره گریه می‌كنه؟ می‌گه: اِ اِ ... دیدی چی شد؟ اینو یادم رفته بود با خودم ببرم!

58. حیف نون تو زمستون یه اسب می بینه كه از دهنش بخار میومده... میره جلو نگاه می كنه میگه: جل الخالق! اسب بخار كه میگن همینه؟

59. حیف نون داشته هلو می خورده، به هسته اش که می رسه میگه به به! گردو هم داره!

60. گفت مردی به همسرش روزی ... من بمیرم چگونه خواهی زیست؟

گفت: از چند و چون آن بگذر ... تو بمیری برای من کافیست

61. زنه هنرپیشه بوده، به شوهرش میگه: دیدی وقتی تو فیلم خودم رو زدم به مردن، ‌چه طوری همه داشتن گریه می كردن؟ !یارو میگه: آره، آخه می دونستن كه واقعا نمردی!

62. از حیف نون می پرسن: چرا همش داری دور میدون با ماشینت می چرخی؟ می گه: راهنمام گیر کرده!

63. به حیف نون میگن: توی شهرتون آثار باستانی هست؟ میگه نه، ولی دارن می سازن

64. حیف نون میره كولر بخره، یارو میگه: كولر آبی می خوای؟

حیف نون میگه: فرقی نمی كنه، قرمز بده

65. به آقای خوش غیرت می گن: زنتو با یه مرد غریبه تو یه ماکسیما دیدیم داشت 200 تا سرعت می رفت. آقاهه می گه آره، ماکسیما 200 تا رو راحت پر می کنه!

66. خواننده تو یه مجلس عروسی می گه: خانوما، آقایون! دستا بالا می خوایم بریم بندر!

حیف نون می گه: کجا؟ ما تا شام نخوریم هیچ جا نمی ریم!

67. به حیف نون میگن با توكیو جمله بساز، میگه: من صغری رو دوست دارم توكیو؟!

68. یه روز حیف نون رو برق می گیره، مادرش میگه: ننه جون ولش نكن همین بود كه باباتو كشت..!!

69. زن حیف نون دوقلو زایید. پسرش رفت توکوچه گفت: مامانم بچه آورده یه زاپاس هم باهاشه!

70. حیف نون قبل از مرگش وصیت می کنه، می گه: من نماز قضا ندارم، فقط به اندازه 40 سال برام وضو بگیرید!

71. به حیف نون می گن بیا اینجا به انگلیسی چی می شه؟ میگه: کام هیر.

میگن حالا برو اونجا به انگلیسی چی میشه؟ میگه: میرم اونجا میگم کام هیر!

72. به حیف نون می گن یه شعری بخون که با حرف میم شروع بشه، می گه:

میازار موری که دانه کش است...

می گن یه شعری بخون که با حرف ب شروع بشه، می گه:

بیازار موری که دانه کش است...

می گن یه شعری بخون که با حرف ج شروع بشه، می گه:

جون من نیازار موری که دانه کش است...

می گن یه شعری بخون که با حرف ک شروع بشه، می گه:

کره خر! نیازار موری که دانه کش است...

73. حیف نون به پسرش میگه: پسرم هیچ می دونی ناپلئون وقتی به سن تو بود، شاگرد اول کلاسش بود؟

پسر به پدر جواب می ده: پدر جان! هیچ می دونی که ناپلئون وقتی به سن تو بود، امپراتور بود؟

74. از حیف نون می پرسن آیا در شهر شما مردان بزرگ هم به دنیا اومدن؟ حیف نون میگه نه، اینجا زنها فقط بچه به دنیا میارن.

75. دو نفر داشتن تو یه ماشین بمب كار می ذاشتن.

یكیشون به اون یكی میگه: اگه این بمب الان منفجر شه چی كار كنیم؟ اون یكی میگه نگران نباش من یكی دیگه دارم!

76. هیتلر به ناپلئون میگه: ما برای شرف می جنگیم، ولی شما برای پول می جنگید.

ناپلئون جواب می ده: هر کسی برای آنچه ندارد مبارزه می کند!

77. حیف نون میره جنگ، فرداش بر می گرده. میگن چرا برگشتی؟ میگه پدر سوخته ها! به قصد کشت تفنگ بازی می کردن!

78. دو نفر باهم میرن مكه. داشتن به شیطان سنگ می زدن که سنگای یکیشون تموم می شه. اون یکی می گه: كم نیار! فحش بده!

79. تست کنکور در ولایت آقای شنبه: سرعت نور چقدر است؟

1- بد نیست

2- خوب است

3- در سلامتی کامل به سر می برد

4- هو؟

80. به حیف نون میگن كه 2 ضرب در 2 به توان 2 به علاوه ی 5 ضرب در 5 به توان 5 ...

حیف نون می میره!




طبقه بندی: جوک و لطیفه، 
ارسال توسط محمد سلطانی
آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا شما به کسی که دوستش داشتید رسیدید ؟




صفحات جانبی
امکانات جانبی

پیج رنک










اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها


دانلود فیلم

سایت ساز رایگان

بهراد آنلاین

کلیپ موبایل

دانلود فیلم

نرم افزار موبایل

قائم پرس

دانلود نرم افزار