تبلیغات
همه چیز برای شما - لطیفه های 1 تا 80 (سری سوم)
همه چیز برای شما
هر چیزی که شما بخواهید (یوزر و پسورد نود32، سرگرمی، دانستنی، اطلاعات عمومی، پزشکی و ....)
مستند راز و کتاب راز یکی از پرفروش ترین محصولات در زمینه موفقیت تضمینی بوده و با روش های کاملاً عملی زندگی شمارا متحول میسازد . (موفق باشید)



بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 12 آذر 1389

1. احوال پرسی حیف نون:

حالا ما تلفن نداریم، تو نباید یه زنگی به ما بزنی؟

2. به حیف نون می گن: بابات به رحمت ایزدی پیوست.

می گه: رحمت ایزدی کیه؟

میگن: نه... منظورمون اینه که به دیار باقی شتافت.

می گه: دیار باقی دیگه کجاست؟

میگن: یعنی دار فانی را وداع گفت.

می گه: دار فانی دیگه چه جور داریه؟

می گن: یعنی رخت از این دنیا بر بست.

می گه: منظورتون رو نمی فهمم.

می گن: الاغ! بابای خرت مُرد!

می گه: خر من که بابا نداشت!

3. بچه حیف نون از باباش می پرسه: بابا! ماه نزدیک تره یا اصفهان؟

حیف نون می زنه پس گردنش و می گه: آخه احمق! تو از اینجا اصفهان رو می بینی؟

4. از حیف نون می‌پرسن: تولدت چه روزیه؟ جواب میده: 5 آذر.

می‌پرسن: چه سالی؟ میگه: هر سال!

5. پسره میره خواستگاری، پدر عروس میگه مهریه دخترم صد بشكه بنزِینه!

پدر داماد میگه پسرم! پاشو بریم یک دختر گازِسوز پیدا كنیم!

6. حیف نون داشته بلند بروازی می كرده با تیر كمون میزننش!

7. حیف نون می افته توی چاه، می گه خوب شد چاهش سوراخ نبود!

8. یه خسیسه رو به جرم قتل زن و مادر زنش داشتن محاكمه می‌كردن!

قاضی بهش می‌گه: شما مظنون به قتل همسرتون توسط ضربات چكش هستید!

یهو یكی از افراد بسیار محترم جامعه از پشت دادگاه داد می‌زنه: ای كثافت بی شرف!

دوباره قاضی می‌گه: در ضمن شما مظنون به قتل مادر زنتان با ضربات چكش هم هستید!

دوباره اون فرد محترم می‌گه: ای آشغال كثیف!

قاضیه این دفعه دیگه عصبانی می‌شه و می‌گه: آقای فرد محترم جامعه! می‌دونم كه به خاطر این بی رحمی و جنایت چقدر از این آقا بدتون میاد، اما اگه یك بار دیگه از این حرفای رکیک بزنین ناچار می‌شم كه از دادگاه اخراجتون كنم!

فرد محترم می‌گه: مساله این نیست كه ازش بدم میاد، مشكل اینه كه من 15 ساله‌ كه همسایه‌ی اینام و در طی این 15 سال هر وقت خواستم ازش چكش قرض بگیرم، گفته كه ما چكش نداریم!

9. خسیسه وصیت می کنه بعد از مرگش روی قبرش بنویسن من مُردم، ولی مغازه باز است!

10. حیف نون تو جزیره آدمخوارها گیر می افته. میگه خدایا! حالا چه طور ثابت كنم آدم نیستم؟

11. معلم انشا به بچه ها می گه موضوع انشاء این دفعه اینه:

اگر مدیرعامل بودید چه می کردید؟

بعد می بینه همه تند و تند و با هیجان شروع کردند به نوشتن، به جز یک نفر که نشسته و داره از پنجره بیرون رو تماشا می کنه.

معلم ازش می پرسه: چرا تو هیچی نمی نویسی؟

بچه میگه: منتظرم تا منشی ام بیاد!

12. از حیف نون می پرسن سخت ترین کار چیه؟ میگه نمک تو نمکدون ریختن، چون سوراخ هاش خیلی ریزه!

13. حیف نون به پسرش شک می کنه، بهش می گه: ها کن ببینم. پسرش ها می کنه. حیف نون می زنه تو گوشش می گه: بی ادب ! دختر بازی می کنی؟

14. حیف نون از دوستش می پرسه: تو کجا به دنیا اومدی؟ دوستش می گه تو بیمارستان. حیف نون می گه: آخی! مریض بودی؟

15. به حیف نون میگن اگه سردت باشه جه كار می كنی؟ میگه نزدیك بخاری می نشینم. میگن اگه خیلی سردت باشه چه كار می كنی؟ میگه به بخاری می چسبم. میگن اگه خیلی خیلی سردت باشه چكار می كنی؟ میگه معلومه دیگه! بخاری رو روشن می كنم!

16. یک مهندس مکانیک با یک مهندس کشاورزی ازدواج می کنه. بچشون تراکتور می شه!

17. به حیف نون میگن: یه میوه خوشمزه، آبدار و شیرین نام ببر.

میگه: خیار!

بهش میگن: خیار كجاش آبدار و شیرینه؟

حیف نون میگه: با چایی شیرین بخور، نظرت عوض میشه!

18. می دونی چینی ها به دوقلو چی میگن؟ این چون اون، اون چون این!

19. به حیف نون میگن شنیدیم آدم شدی! حیف نون میگه: نامردا شایعه كردن!

20. حیف نون دکتر می شه، به مریضش قرص می ده می گه: یکی قبل از خواب بخور، یکی قبل از بیدار شدن!

21. خسیسه به بچه اش میگه: اگه همه نمره هات بیست بشه می برمت پارک تا بستنی خوردن بچه های دیگرو ببینی

22. حیف نون میره خواستگاری. ازش می پرسن چه كاره ای؟ روش نمیشه بگه قصاب، میگه لوازم یدكی گوسفند دارم!

23. زنه از شوهرش می پرسه:عزیزم از چیه من بیشتر خوشت می آد؟ از صورت زیبا و یا هیکل متناسبم؟ مرده یه نگاهی به سر تا پای زنش می ندازه و میگه:هیچکدوم عزیزم من  از اعتماد به نفست خوشم میاد!!!

24. عروس وارد یك مجلس می شه،

مادرشوهر می گه: صلی علی محمد ... دشمن جونم اومد.

عروس می گه: عقرب زیر قالی ... خواستی پسر نیاری!

25. قاضی به متهم: آیا شما یک صندلی به طرف خانمتان پرت کرده اید؟

متهم: بله قربان

قاضی: آیا شما از این عمل خودتان پشیمان و متاسف هستید؟

متهم: البته که متاسف و پشیمانم، صندلیه نسبتاًً نو بود

26. حیف نون داشته دعا می كرده: خدایا! یه وانت نیسان بهم بده. و این جمله رو تکرار می کرده. .

بعد می شنوه که یک نفر دیگه هم از اون طرف می گه: خدایا یه هزار تومانی بهم بده، اونم همیجوری داشته اینو تکرار می کرده.

حیف نون دیگه خیلی عصبانی می شه، می گه: بابا بیا این هزار تومان رو بگیر برو، بزار حواسش به ما باشه

27. دو تا خالی بند به هم می رسن. اولی می گه: جات خالی دیروز رفتم شکار هفت تا خرگوش چهار تا آهو سه تا شیر شکار کردم.

دومی میگه: همش همین؟

اولی می گه: بابا، آخه با یک تیر مگه بیشتر از اینم می شه؟

دومی میگه : تازه تفنگم داشتی؟

28. یك روز دو تا خالی بند واسه هم خالی می بستند.

اولی میگه: ما یه كوه كنار خونه مون داریم كه هر وقت می گیم کامبیز، دو سه بار میگه کامبیز.... کامبیز.... کامبیز....

دومی میگه: این كه چیزی نیست، ما یه كوه داریم كنار خونه مون كه هر وقت می گیم کامبیز ، میگه: كدوم کامبیز ؟

29. زن: تموم بچه ها عقلشونو از من به ارث بردن.

مرد:... حق با توست، چون عقل من سر جاشه!

30. حیف نون رفته بوده چتربازی. موقع پرش از هواپیما، فرمانده بهش می گه: وقتی پریدی بیرون دکمه سبز می زنی چترت باز میشه، یک درصد اگر باز نشد، دگمه قرمز رو می زنی که حتما چترت باز می شه. بعد وقتی رسیدی پایین یک جیپ هم پایین منتظرته که می بردت پادگان. حالا بپر.

حیف نون می پره، دگمه سبز رو میزنه چتر باز نمی شه، دگمه قرمز رو میزنه چتر باز نمی شه، می گه اگه شانس ماست، حالا اگر برسیم پایین جیپه هم رفته.

31. حیف نون به دکتر خانوادگیشون زنگ می زنه می گه: حال پدرم خوب نیست بیاین و نگاهی بهش بکنید.دکتره میگه: من پرونده بابای شما رو خوب خوندم و می دونم باباتون کاملا سالمه فقط خیال می کنه که مریضه اصلا جای نگرانی نیست.بعد از یک هفته دکتره زنگ می زنه به حیف نون تا حال پدرش رو بپرسه.می گه: خوب، حال پدرت چه طوره؟حیف نون میگه: والا نمی دونم، فقط از دیروز تا حالا خیال می کنه که مرده!

32. پدری به دخترش میگه: دخترم راجع به پیشنهاد ازدواجی که بهت داده اند خوب

فکرهایت رو بکن.

دختر گریه کنان میگه: ولی من می خواهم پیش مامانم باشم.

پدر: خوب، اونم با خودت ببر عزیزم

33. زن از شوهرش می‌پرسه: عزیزم، تو منو دوست داری؟

مرد میگه: خوب معلومه عزیزم، اگه دوست نداشتم، چطور می تونستم هر شب بیام خونه پیشت، وقت و عمرم رو تلف كنم؟

34. حیف نون زنشو بدجوری می زده، ازش می پرسن چی کار کرده که می زنیش؟ می گه اگه می دونستم که می کشتمش!

35. به حیف نون می گن: فهمیدی زلزله اومد؟ می گه: نه! من روم اون ور بود!

36. دو نفر تصمیم می گیرند فارسی حرف بزنند.

اولی: پا شو!

دومی: نمی پاشم!

اولی: نمی پاشم چیه؟ باید بگی پاشیده نمی شوم!

37. به حیف نون میگن از چه لبی خوشت میاد؟ میگه از لب جوب!

38. حیف نون پول می اندازه توی صندوق صدقات، بعد سوارش می شه!

39. حیف نون رفت حج. اونجا نه نماز می خوند، نه طواف می کرد... ازش پرسیدن چرا؟ گفت: به ما گفتن همه چیز با کاروانه!

40. به آقای خوش غیرت گفتن زنت باز امروز با بنز امیر آقا رفت بیرون.

آقای خوش غیرت میگه: موندم كه امیر آقا چند تا كارت سوِخت داره؟!

41. حیف نون با دوستش دعواش می شه. جمعیت می گن: بزن تو فکش!

حیف نون نمی دونسته فک کجاست؟ محکم می زنه تو شکم دوستش!

دوستش شکمشو می گیره می گه: آخ فکم!

42. حیف نون می ره تماشای رقص باله از اول تا آخرش خواب بوده. بعد ازش می پرسن چه طور بود؟ میگه آدمای خیلی خوبی بودن. دیدن من خوابم، رو نوک انگشت راه می رفتن!

43. زن: عزیزم! یادته روز خواستگاری وقتی ازت پرسیدم چرا می خوای با من ازدواج کنی، چی گفتی؟

شوهر: آره، خوب یادمه، گفتم: می خواهم یک نفر را در زندگی خوشبخت کنم.

زن: خوب، پس چی شد؟

شوهر: خوب، خوشبخت کردم دیگه.

زن: کیو خوشبخت کردی؟

شوهر: همون بیچاره ای رو که ممکن بود با تو ازدواج کنه!

44. اولی: امان از دست این زنها! زنم تمام دارائی ام را برداشت و رفت.

دومی: خوش به حالت! زن من تمام دارائی ام رو برداشت و نرفت!

45. مادر به پسرش: هیچ خجالت نکشیدی این همه کیک رو تنهایی خوردی، اصلاً هیچ به فکر خواهرت بودی؟

پسر بچه: آره مامان همه اش به فکرش بودم، که نکنه یک دفعه وسط خوردن کیک سر برسه!

46. حیف نون از صدای جیرجیرک خوابش نمی برده، جیرجیرکه رو روغنکاری می کنه!

47. حیف نون می ره عیادت یکی از دوستانش، وقتی می خواد بره به اقوام دوستش که اونجا بودن، میگه: این دفعه مثل دفعه قبل نکنید، که مریضتون مُرد و منو خبر نکردیدها!

48. روباهی به زاغی گفت: چه دمی، چه سری، عجب پایی! زاغ عصبانی شد و گفت: بی‌تربیت! خجالت بکش. اون موقع من کلاس اول بودم. حالا شوهر دارم!

49. دو تا دروغگو داشتن از کنار یک کوه رد می شدن یکی به دیگری گفت: اون مورچه را می بینی که بالای اون کوهه؟ اون یکی هم گفت: کدوم یکی را می گی؟ اون یکی را گه چشمش بازه یا اون یکی که چشاش بسته است؟

50. از حیف نون می پرسند: می دونی چرا غواص ها به پشت می پرن تو آب؟ می گه: چون اگه به جلو بپرن می افتن تو قایق!

51. از حیف نون می پرسن چه جوری بستنی کیم می خوری؟ می گه می ذارمش لای نون، سیخشو می کشم بیرون!

52. حیف نون در خونش رو رنگ می کنه، بجه هاش گم می شن!

53. یه روز سه تا دیوونه رو می اندازن تو یه اتاق دو تاشون مى رقصن، یکیشون هم میگه:

سبز - آبى - قرمز

ازش می پرسن چرا این جورى می گى؟ میگه من راقص نورم!

54. مرد: عزیزم اصلاً دیگه نگران نباش، اگه بلایی سر من بیاد، آینده تو تامینه، چون من خودمو بیمه عمر کردم.

زن: نگرانی من اینه که نکنه بلایی سرت نیاد!

55. حیف نون میره تعلیم رانندگی، ازش می پرسن چطور بود؟ میگه خوب بود، اما مربیم خیلی مذهبی بود. چون هر طرف می پیچیدم می گفت یا حسین!

56. به حیف نون خبر میدن: باباشدی! میگه: پس به زنم نگید، می خوام سورپرایزش کنم!

57. حیف نون رو به زور وادار به نماز خوندن می کنن. بعد می بینن نشسته داره همین جوری دعا می کنه. میرن گوش میدن می بینن میگه: خدایا! اینا منو به زور وادار کردن به نماز خوندن، تو خودت قبول نکن!

58. برادر حیف نون پشت در اتاق عمل بود، پرستار صدا می زنه: همراه بیمار...

حیف نون می گه : ...0912

59. حیف نون می ره جبهه، بی سیم می زنه که چند تا اسیر گرفتم، بیاید کمک کنید ببریم. می پرسن چرا خودت نمیاری؟ می گه: آخه اینا نمی ذارن من بیام!

60. اگر یه لکه آبی روی دیوار دیدی، بدون یه مورچه است که شلوار لی پوشیده!

اگر یه لکه قرمز روی دیوار دیدی، بدون یه مورچه است که ماتیک زده!

اگر یه لکه سبز روی دیوار دیدی، بدون گشت ارشااد مورچه هاست که اومده هردوشون رو بگیره!

61. یه هلیکوپتر میره روستای حیف نون اینا! مردم می گن سر و صدا نكنید تا زنده بگیریمش!

62. به حیف نون میگن با هندونه جمله بساز... میگه هند اونه که بغل باکستانه.

63. در جایی یه انتخابات شد و کاندیدی پشت تریبون گفت: آقایون! چیزی که لازمه ی جامعه ی کنونی ماست رهایی از سوسیالیسم، امپریالیسم، کمونیسم، فاشیسم، رادیکالیسم و... است. در این لحظه پیرمردی گفت: آقای کاندیدا لطفا یک فکری هم برای رماتیسم من بکنید!

64. یه روز یارو سوار هواپیما می شه، یهو هواپیما سقوط می کنه... این قرار بود جوک باشه اما حادثه خبر نمی کنه!

65. انجیر رو به حیف نون نشون می دن، می گن این چیه؟ می گه آلو بوده چلوندن، تو زعفرون خوابوندن، بهش کنجد مالوندن، یه چوب بهش چپوندن، تازه شده گلابی!

66. به حیف نون می گن: سگتون بچه ی ما را گاز گرفته. می گه: اولا سگ ما گاز نمی گیره. ثانیا سگ ما همیشه بسته است. ثالثا ما سگ نداریم!

67. سه نفر می میرن، از حیف نون می پرسن به نظرت اینا می رن بهشت یا جهنم؟

می گه: اولی باید بره به بهشت، دومی باید بره به جهنم، سومی رو هم باید بفرستن توی طویله. می پرسند چرا؟می گه:

اولی متاهل بوده، دنیا براش جهنم بوده،

دومی مجرد بوده، دنیا براش بهشت بوده،

سومی متاهل بوده، زنش مُرده... مرتیکه الاغ رفته دوباره زن گرفته!

68. حیف نون می ره ماشینش رو بیمه کنه، آقاهه بهش می گه: خدا کنه هیچ وقت از این بیمه استفاده نکنی. حیف نون می گه: الهی تو هم از این پول خیر نبینی!

69. حیف نون با نامزدش میرن بیرون، گم می شن. دختره می پرسه حالا چی کار کنیم؟ حیف نون می گه تو برو خونتون، من برای خودم یه فکری می کنم.

70. از حیف نون می پرسن از چه گلی خوشت میاد؟ میگه اقاقیا. می گن همینو بنویس. می گه غلط کردم! گل رز!

71. دو تا سوسک پولدارازدواج می کنند. ماه عسل میرن توالت فرنگی!

72. به حیف نون می گن: ای زن ذلیل! چرا تو شستن ظرف ها به زنت کمک می کنی؟ میگه خوب اونم تو شستن لباس ها کمکم می کنه!

73. پنج تا داداش پولاشونو رو هم می ذارن تاکسی می خرند. بعد از چند وقت ورشکست می شن. اگه گفتی چرا؟ آخه پنج تایی با هم می رفتن مسافرکشی!

74. عزراییل میاد سراغ حیف نون. حیف نون خودش را می زنه به مردن!

75. به حیف نون می گن با مردان آنجلس جمله بساز میگه: زنانه اینجاست مردانه آن جلست.

76. از دختره می پرسن شوهر چند حرف داره؟ میگه اگه پیدا بشه حرف نداره!

77. آقای دست و دل باز تو خواب می بینه به یه فقیر 1000 تومان داده. بلند می شه می گه: عجب کابوسی بود!

78. از حیف نون می پرسن تو چرا ریش نداری؟ می گه من به مامانم رفتم!

79. عجب رسمیه رسم زمونه / خونه مون عیدا پر مهمونه / می رن مهمونا از اونا فقط آشغالِ میوه به جا می مونه!

کجاست اون کیوی؟ چی شد نارنگی؟ کجا رفت اون موز؟ خدا می دونه!

جعبه خالی ِ شیرینی هنوز / گوشه ی طاقچه پیش گلدونه / عطرش پیچیده تا آشپزخونه/ شیرینیش کجاست؟ خدا می دونه!

می رن مهمونا از اونا فقط جعبه ی خالی به جا می مونه!

از بس خونه رو به هم می ریزن آدم مثل اسب(!) تو گِل می مونه!

یکی نیست بگه خدا وکیلی جای پوست پسته توی قندونه؟

80. حیف نون با غضنفر شطرنج بازی می کنه، شاه دق می کنه!




طبقه بندی: جوک و لطیفه، 
ارسال توسط محمد سلطانی
آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا شما به کسی که دوستش داشتید رسیدید ؟




صفحات جانبی
امکانات جانبی

پیج رنک










اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها


دانلود فیلم

سایت ساز رایگان

بهراد آنلاین

کلیپ موبایل

دانلود فیلم

نرم افزار موبایل

قائم پرس

دانلود نرم افزار