تبلیغات
همه چیز برای شما - لطیفه های 1 تا 80 (سری چهارم)
همه چیز برای شما
هر چیزی که شما بخواهید (یوزر و پسورد نود32، سرگرمی، دانستنی، اطلاعات عمومی، پزشکی و ....)
مستند راز و کتاب راز یکی از پرفروش ترین محصولات در زمینه موفقیت تضمینی بوده و با روش های کاملاً عملی زندگی شمارا متحول میسازد . (موفق باشید)



بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 13 آذر 1389

1. حیف نان میخواست سواره گاوش بشه گاوه مو مو میکرده حیف نان میگه خفه شو اول مو بعد تو!

2. یه خانمی 13قلو حامله بوده. 9ماه میشه ولی بچه هاش به دنیا نمیان میره دكتر و با نگرانی میگه اقای دكتر چرا من بچه هام به دنیا نمیان؟ دکتر سونوگرافی می كنه توی مانیتور می بینه كه از 13 تا بچه 12 تا دخترهستند و1نفر آنها پسر. و پسره دستش رو گذاشته رو شكم مامان و می گه جون داداش اگه بزارم كسی لخت از اینجا بره بیرون!

3. خبرنگار از برانکو می پرسه: آقای برانکو تاکتیکتون چی بود که تو جام جهانی اینقدر خوش درخشید؟...... تاکتیکمون؟!!.... حمییییید

4. حیف نان با صورت باند پیچیده میاد تو خیابون. رفیقش میگه چرا اینقدر به صورتت باند پیچیدی؟ حیف نان میگه داشتم اتو می كردم تلفن زنگ زد بجای گوشی تلفن اتو رو گزاشتم دم گوشم. رفیقش میگه پس اونور صورتت چی شده؟ حیف نان میگه تا اتو رو گذاشتم زمین تلفن دو باره زنگ زد!

5. دختره به دوست پسرش میگه تو بعد از ازدواج هم منو اینقدر دوست خواهی داشت؟؟؟ پسره میگه: اگه شوهرت گیر نباشه آره!

6. حیف نان جلوی دبیرستان دخترانه میافته تو جوب! واسه اینکه ضایع نشه میگه: هر کی منو در آورد مال خودش!

7. وقتی که بچه بودم هر شب دعا میکردم که خدا یک دوچرخه به من بدهد. بعد فهمیدم که اینطوری فایده ندارد. پس یک دوچرخه دزدیدم و دعا کردم که خدا مرا ببخشد!

8. تهرانیه میره خواستگاری پدر دختره میپرسه خونه داری؟ میگه نه.ماشین داری؟ میگه نه. کار داری؟ نه.پدر دختر شاکی می شه می گه پس چی داری؟ تهرونیه می گه: پشت مو رو داشته باش!

9. حیف نان نشسته بوده سر جلسه كنكور. خلاصه سؤالها رو پخش می كنند و حیف نان هم اول یك پنج دقیقه‌ای مبهوت به سؤالا خیره می شه، بعد یك پنج تومنی از جیبش درمیاره شروع میكنه تند تند شیر یا خط كردن و پاسخ نامه رو پر كردن. بعد 40-50 دقیقه ممتحن میبینه حیف نان خیس عرق شده، هی داره یك سكه رو میندازه بالا، زیر لب فحش میده. میره جلو میپرسه: داری چیكار میكنی؟ حیف نان میگه: همه سوالا رو جواب دادم، دارم جوابامو چك می كنم!

10. حیف نان داشت با یه خره شطرنج بازی میکرد یکی دیگه رد می شه میگه عجب خر باهوشی، حیف نان میگه زیاد هم باهوش نیست یک یک مساوی هستیم!

11. دوتا زانتیا با هم ازدواج میکنن بچه شون ژیان میشه . . . . . . ازدواج فامیلی همینه دیگه

12. دخترها تو زندگی شون جز شوهر چیزی نمی خوان!!! ولی به شوهر که رسیدن همه چی می خوان

13. دونفر نشسته بودن قاشق قاشق ماست توی رود خونه می ریختن. حیف نان رد می شه می پرسه چیکار می کنید؟ می گن داریم دوغ درست می کینیم. حیف نانمیگه خاک بر سرتون... خوب همین کارا را می کنید که همه میگن خرین...آخه این همه دوغ رو کی می خوره؟

14. از حیف نان می پرسن نظرت راجع به 4 مقوله فکر،شعور،عقل و درک چیه؟ می گه ما به اینا می گیم چهارمحال بختیاری

15. میدونی تنها حیوانی که همه رو می شناسه کدومه؟....... نمیدونی؟ ... بابا گوسفنده دیگه چون به هر کی میرسه میگه: بععععع بع بع بععع

16. حیف نان از كیوسك تلفن عمومی میاد بیرون، ازش میپرسن: سالمه؟ میگه: آره، ولی آفتابه نداره

17. حیف نان از تاکسی پیاده می شه درو محکم می بنده می گه بی شرف  خودتی. راننده می گه من که چیزی نگفتم. حیف نان می گه بعدا که می گی

18. یه یارو پطروس فداكار را با دهقان فداكار اشتباه می گیره میره انگشت میكنه تو چشم راننده قطار

19. مادر: پرویز جون مگه تو زبون نداری که دستت را وسط سفره دراز می کنی؟ پرویز: چرا مادر جان زبان دارم ولی زبانم به وسط سفره نمی رسه!!!

20. حیف نان نون بربری می خره از جلو لواشی رد می شه می بینه نونها دارن تو دستگاه می چرخن می گه: اقا چقدر می گیری این بربری منم یه دور سوار بشه؟

21. سه تا دزد مشغول دزدی بودن که صاحب خانه رسید. هرکدام داخل یه گونی قایم میشن صاحب خانه یه لگد میزنه به گونی اول. صدای گردو در میاره. به دومی میزنه صدای نون خشک میده. به سومی میزنه. صدایی نمیاد. دوباره میزنه بازم صدا نمیده. چند بار دیگه میزنه. یارو شاکی میشه میاد بیرون میگه: عمو، آرده، آرد صدا نداره

22. یه موز و یه پسته با هم دعواشون می شه، موز به پسته میگه: که چی بشه؟ همیشه نیشت بازه؟ پسته میگه: از تو که بهترم، بخاطر 200 تومن جلوی همه شلوارت رو می کشی پایین!

23. یه بنده خدایی میگه: من دو بار ازدواج کردم هر دو بار هم بد شانسی آوردم همسر اولم ترکم کرد دومی ترکم نمی کنه!

24. حیف نان واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خیرات می كرده. خلاصه هركی رد می شده، یك خرما برمی داشته و یك صلوات می فرستاده. بعد یك مدت، یك بابایی دست می كنه یك مشت خرما برمی داره، حیف نان دستشو می گیره میگه: هوووی! چه خبره؟! یك نفر آدم مرده، اتوبوس كه چپ نكرده!

25. حیف نان داشته دنده عقب با ماشین از كوه می رفته بالا بهش می گن چرا دنده عقب میری می گه اخه می ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم بعدا وقتی می خواسته پایین بیاد باز می بینن داره دنده عقب می یاد می گن الان چرا دنده عقب می یای می گه آخه بالای كوه جا بود تونستم دور بزنم

26. حیف نان كولر خونشون خراب میشه به زنش میگه چند دفعه گفتم 5 نفری جلوی این نشینید

27. یه روز مدیر مهد كودك به یكی از بچه ها میگه: تو مامان داری؟ میگه نه! میگه بابا داری؟ میگه نه! مرده میگه پس چی داری؟ میگه جیش دارم؟

28. اولی به دومی: آن دو نفر را می‌بینی؟ ده سال است كه ازدواج كرده‌اند و به قدری یكدیگر را دوست دارند كه آدم فكر می‌كند اصلا ازدواجی بین‌شان صورت نگرفته است

29. حیف نان چربی داشته میره دکتر، دکتر بهش میگه روزی ۴ کیلومتر باید بدوی... بعد از چند روز حیف نان زنگ میزنه به دکتر میگه: رسیدم لب مرز، چیکار کنم؟

30. به حیف نان می گن عروسی پسرت كی هست؟ میگه: این دوشنبه نه، چهارشنبه بعدی

31. به حیف نان می گن تو نمی خوای آدم شی؟ می گه من از این قرتی بازیها خوشم نمیاد.

32. هواپیما داشت سقوط می کرد همه داشتن جیغ میزدن به جز حیف نان! ازش می پرسن چرا تو ساکتی ؟ میگه : ماله بابام که نیست بذار سقوط کنه

33. حیف نان به زنش می گه 3 تا حیوان نام ببر که با خ شروع بشه. زنش می گه: خودت، خواهرت، خدابیامرز مادرت!

34. به حیف نان می گن اذون بگو: می گه همه چیز با یک نگاه شروع شد.

35. می خواستی با آن دختر ازدواج کنی چی شد؟

جواب رد داد. چون گفتم لیسانس بیکاری دارم.

خوب ، آدم عاقل! می گفتی عمویم میلیاردر است!

اتفاقا گفتم! رفت با عموم ازدواج کرد.

36. خسیسه خونش آتش می گیره اس ام اس میزنه به آتش نشانی میگه یه خونه آتیش گرفته زنگ بزنید تا آدرسشو بگم

37. بیشتر مردها 2 آرزوی بزرگ دارند، اول داشتن خونه، دوم داشتن ماشین برای فرار از خونه

38. بچه خسیسه میاد میگه بابا امتحانمو بیست شدم. باباش می زنه تو گوشش می گه تو که با 10 هم می تونستی قبول شی حتما باید این همه خودکار حروم می کردی؟

39. به حیف نان میگن تور را تعریف كن؟

میگه: تور مجموعه سوراخهایی هستند كه با طناف به هم وصل شده‌اند

40. حیف نان می میره، عكسشو نداشتند بذارن رو قبرش، تا گردن دفنش می‌كنند.

41. حیف نان میره دکتر میگه: آقای دکتر من چه کارایی بکنم که ۱۰۰ سال عمر کنم؟ دکتره میگه: ببینم سیگار می کشی؟ میگه نه. مشروب می خوری؟ نه.

پس میخوای ۱۰۰ سال عمر کنی چه غلطی بکنی؟

42. از حیف نان می پرسن این علامت جمجمه و استخوان که دزدای دریایی دارن یعنی چی؟ حیف نان یه کم فکر می کنه میگه یعنی خوردن کله پاچه در کشتی ممنوع

43. مرده می زنه یه پلیس و می کشه زنگ می زنه ۱۱۰ می گه حالا شدین ۱۰۹ تا.

44. حیف نان صد هزارتا صلوات نذر می کنه میره ورزشگاه آزادی میگه جمیعاْ صلوات.

45. حیف نان بعد از دو سال یه پازل رو تموم می کنه بهش میگن: چرا انقدر طول دادی؟ میگه نه بابا اتفاقا خوب تموم کردم روش نوشته سه تا پنج سال.

46. حیف نان میره در یخچال رو باز می‌كنه می‌بینه ژله توی یخچال داره می‌لرزه. میگه نترس اومدم آب بخورم!

47. حیف نان با خدا قهر می کنه اول دفترش می نویسه به نام بعضی ها

48. حیف نان رستوران میزنه، رو درش می‌نویسه: وقت نهار و نماز تعطیل است

49. حیف نان باباش می میره هفتش خیلی شلوغ می شه واسه چهلم بلیط می فروشه

50. دو نفر می رن بانک می زنن، وقتی می رسن خونه یکیشون می گه بیا پولها را بشماریم ببینیم چقدره؟ اون یکی می گه ولش کن فردا تلویزیون اعلام می کنه!

51. حیف نان سرش میخوره به میله وسط اتوبوس، جا به جا ولو میشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز میكنه می بینه ملتی كه واستادن بالا سرش میله رو گرفتن، میگه: ولش كنین ببینم چی می گه

52. حیف نان با نامزدش میره كافی شاپ، گارسون میاد میگه: چی میل دارید براتون بیارم؟ دختره میگه: دوتا كافه گلاسه لطفاً. حیف نان با عجله میگه: دوتا هم واسه من بیارین

53. به حیف نان می گن اگه دنیا رو بهت بدن چی كار می كنی می گه من فعلا می خوام درسمو ادامه بدم

54. حیف نان می ره امتحان رانندگی بده تابلو خطر بهش نشون میدن می گن این چیه می گه به قطره چکان نزدیک می شوید!

55. حیف نان با پسرش بانک می زنن و فرار می کنن میرن داخل یه استادیوم شروع می کنن دور زمین فوتبال دویدن، بعد از دو دور پلیس می رسه، پسره میگه: بابا پلیس‌ها رسیدن چی کار کنیم؟ حیف نان میگه: نگران نباش اونا هنوز دو دور عقبن.

56. حیف نان میره خواستگاری دختر رو می بینه ازش خوشش نمیاد میگه: ما می ریم یه دوری می زنیم بر می گردیم

57. یه وزنه سنگین از بالای یه ساختمون می افته روی پای یه خسیس، داد میزنه:آخ! کفشم، اوخ

58. حیف نان با دوستش در تهران میرن در خونه یك تهرانی. حیف نان در می زنه از اونور صدا میاد میگه كیه؟ حیف نان میگه مویوم. دوستش میگه بگو منم. حیف نان میگه اگه در رو باز كنه ببینه مویوم چی؟

59. تفاوت حادثه با فاجعه:

حادثه: مادر شوهرتو هول بدی تو دریا

فاجعه: شنا بلد باشه

60. حیف نان میره المپیک توی دو میدانی مسابقه شروع میشه. حیف نان صد متر رو توی هشت ثانیه میره میان باهاش مصاحبه می کنن میگن که چیکار کردی. حیف نان میگه: آقا ورزشگاتون چقدر سوسک داره

61. خودکار قرمزه باباش می میره تا چهل روز مشکی می نویسه.

62. لاته میره قهوه خونه داد میزنه:کامبیز كیه؟ بیاد جلو می خوام پدرشو در بیارم.

حیف نان میره جلو لاته تا می خوره میزندش. جمیعت می بینن لاته داره حیف نان رو می تركونه میرن جلو از دست لاته بگیرنش حیف نان میگه: ولش كنید بابا، بذارید بزنه، من كه کامبیز نیستم!

63. به حیف نان  میگن شما آشغالاتون رو تو چی میریزید میگه لای نون! میگن لای نون؟ میگه نمیدونم لای نون یا نای لون

64. حیف نان سوار سمند می شه، صدای یه زن میاد که می گه: درب خودرو باز است. حیف نان درو می بنده می گه: بستم. حالا هر جا قایم شدی بیا بیرون عزیزم!

65. حیف نان توی کوپه قطار به سمت مشهد می‌رفته، به روبروییش میگه: به سلامتی از مشهد بر می‌گردید؟

66. به آقای خوش غیرت مسیج می زنن که زنتو با یه نفر دیگه دیدن. می گه اه... حالم از اس ام اس تکراری به هم می خوره!

67. به حیف نان میگن با وطن جمله بساز میگه: من رفتم حمام و تنم رو شستم بهش میگن نه با ( ط ) دسته دار باشه. حیف نان میگه: اتفاقاً با طی دسته دار تنمو شستم

68. كمترین میزان آمار طلاق متعلق به حلزون هاست چون نه مشكل خانه دارند نه ماشین

69. اگر یه مرد در ماشین رو برای خانومش باز کنه میشه 2 تا نتیجه گرفت: 1.ماشین تازه هست 2.زنش تازه هست

70. حیف نان رو برق می گیره هر كاری می كنه نمی تونه خودشو رها كنه اونم سیم برق رو محكم می گیره میگه ولم كن تا ولت كنم.

71. به حیف نان می گن با ماتیز جمله بساز: می گه دیشب دزد اومد خونمون. می گن این که ماتیز نداشت! می گه خوب ما تیز بودیم گرفتیمش

72. حیف نان می ره جبهه. تفنگو می زاره پشت سر عراقیه. می گه اگه تکون بوری با لگد می زنمت!

73. حیف نان زنگ میزنه پیتزا سفارش میده، مسئول سفارش میگه: به نام؟ میگه: خدا

74. شیطون اكس میخوره مردم رو به راه راست هدایت می كنه ...!

75. یه روز یه معلم به دانش آموز خود عكس پای یك حیوانی را نشان داد واز او نام حیوان را پرسید. دانش آموز هر چقدر به عكس نگاه كرد نتوانست نامش را بگوید. معلم با عصبانیت به او گفت: اسمت را بگو تا برایت یك صفر بگذارم. دانش آموز كفشهایش را در آورد و به معلم خود گفت: شما هم از روی پای من بگویید اسم من چیست.

76. روزی از میلتون (شاعر معروف انگلیسی) پرسیدند: چرا ولیعهد انگلستان می تواند در چهارده سالگی بر تخت سلطنت بنشیند و سلطنت کند، اما تا هیجده سال نداشته باشد نمی تواند ازدواج کند؟ گفت: بخاطر اینکه اداره کردن یک مملکت از اداره کردن یک زن به مراتب آسان تر است

77. یه روز یه معلمه از دانش آموزش می پرسه در آینده می خواهید چه کاره شوید؟ احمد میگه: می خوام خلبان بشم. رامین میگه: می خوام دکتر بشم . سارا میگه: می خوام یه مادر خوب بشم. رضا میگه: می خوام درآینده به سارا کمک کنم.

78. حیف نان میره خیاطی میگه: با این پارچه برام یه كت و شلوار بدوز، فردا نیام بگی سوزنم شكست، برق نبود، چرخم خراب شد، اصلا بی شرف نمی خواد بدوزی، پارچه رو بده!

79. اگه گفتین تو محل کی به همه محرمه؟؟؟ خوب معلومه لبنیاتی سر کوچه چرا؟؟ چون به همه محل شیر میده.

80. حیف نان به تاكسی میگه آقا چند میگیری منو برسونی به راه آهن؟ راننده میگه 1000 تومن . حیف نان می پرسه واسه چمدونام چند می گیری؟راننده میگه هیچی. حیف نان میگه پس چمدونام رو ببر من هم اومدم




طبقه بندی: جوک و لطیفه، 
ارسال توسط محمد سلطانی
آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا شما به کسی که دوستش داشتید رسیدید ؟




صفحات جانبی
امکانات جانبی

پیج رنک










اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها


دانلود فیلم

سایت ساز رایگان

بهراد آنلاین

کلیپ موبایل

دانلود فیلم

نرم افزار موبایل

قائم پرس

دانلود نرم افزار